loader-img
loader-img-2
ارسال رایگان برای سفارشات بالای 400 هزارتومان

آینه‌های شهر نوشته الیف شافاک انتشارات نیلوفر

5 / -
like like
like like
پیشنهاد ما

عناوین پرفروش

معرّفی کتاب آینه‌های شهر:

- سال انتشار کتاب آینه‌های شهر:

آینه‌های شهر (به ترکی Şehrin Aynaları) رمانی نوشته الیف شافاک است که اولین بار در سال 1999 منتشر شد.

 

خلاصه‌ای از داستان آینه‌های شهر:

داستان در اواخر قرن شانزدهم در میان دادگاه‌های تفتیش عقاید و کوره‌های آدم‌سوزی می‌گذرد. ایزابل، آنتونیو، میگل و آندرس... افرادی که در پی آزار و شکنجه تفتیش عقاید متلاشی شده‌اند، خود و یکدیگر را گم کردند و در جستجوی اسرار‌ هستند. داستان سفاردی‌ها که از اسپانیا شروع شده و در شهر آینه ها (استانبول)ادامه دارد و البته داستان تفتیش عقاید، واعظ بزرگ آلونسو پرز د هررا، که مردم متعصب مسیحی را بر ضد ادیان دیگر تحریک می‌کند، واعظ مجبور است به این کار چون...

 

بخش‌هایی از کتاب:

از خانه خارج می‌شود و به زیارت درویش می‌رود. موقع رفتن با خودش ارزن می‌برد. او و خیلی از زنان مسلمان، دوروبر مزار ارزن می‌ریزند و دعا می‌کنند. قصد لجاجت با زیشان خدمتکار را ندارم اما دوست دارم شب‌های بارانی مزار درویش را تماشا کنم. در این شب‌ها نه به درویش بلکه به دانه‌های ارزنی فکر می‌کنم که این‌طرف و آن‌طرف پخش‌وپلا شده‌اند و با هر قطره‌ی باران کمی بیشتر در زمین فرو می‌روند.
صبح‌ها در فنجانی با گل‌های ریز آبی‌رنگ که دسته‌ای مطلا دارد برایم قهوه می‌آورد. از وقتی به اینجا آمده‌ام، مدام قهوه می‌نوشم. نمی‌شود گفت جای شکلات را گرفته اما حسابی به نوشیدنش عادت کرده‌ام. روزی اگر قهوه ننوشم. آرامشم را از دست می‌دهم و ترس‌هایم شدت می‌گیرند. زیشان اصرار دارد فالم را ببیند. هر بار به بهانه‌ای درخور شانه خالی می‌کنم چون نمی‌خواهم از چیزهایی باخبر شود که خودم هم نمی‌دانم.
از وقتی پایم به این شهر رسیده، باران می‌بارد. زیشان می‌ترسد درویش از فرط پرسه‌زنی خسته و مانده شود. اما من هر وقت دل‌تنگ انوار طلایی خورشید می‌شوم، به خودم یادآوری می‌کنم چرا به اینجا آمده‌ام.
«به شهر آینه‌ها آمدم چون حکایت دیگری به ابتدای حکایتم الصاق شده که پیش از من به قلم آمده. در شهر آینه‌ها هستم چون اگر بتوانم یک‌بار برای همیشه این سد را ویران کنم، آب‌ها جاری خواهند شد، دیوانه‌وار جریان خواهند یافت؛ این را حس می‌کنم.»
اما خوب همیشه که نمی‌توانم از این جمله‌های فاخر بسازم. گاهی وقت‌ها که حقیقت با تمامی زشتی و وقاحتش رودررویم می‌ایستد، از صرافت بزک‌دوزک سرنوشتم می‌افتم. این‌گونه مواقع چشم‌هایم را می‌بندم، لم می‌دهم و سرگرم ته‌مزه‌ی ترشی می‌شوم که کلمات دشنام‌وار زیر دندانم به‌جا می‌گذارند.
«در شهر آینه‌ها هستم چون بزدلم و مانند هر بزدلی که خودش را می‌شناسد، این راز را پیش خودم نگه می‌دارم.»
چراکه می‌داند قطرات از اقیانوس و اقیانوس از قطرات به وجود می‌آیند.
آنگاه‌که اقیانوس حیات آرام می‌گیرد، هولناک‌تر می‌شود چراکه طوفان در قلب آرامش خفته است.
در اتاق بزرگ نهارخوری که دیوارهایش با تصاویر ملائک و شیاطین تزئین شده بود، گویی زمان به استراحت روی می‌آورد. اینجا به دریاچه‌ای مه‌آلود، خزه بسته و گریان می‌مانست که کسی را یارای آن نبود به تلاطمش آورد. پرنده‌ها و حشرات، غازهای وحشی و مارماهی‌ها در طول روز دور این دریاچه و توی آن و روی آن پرسه می‌زدند اما آموخته بودند به حیاتشان ادامه دهند بی‌آنکه تماسی با دریاچه داشته باشند.

 

معرّفی الیف شافاک

الیف شافاک یا الف شفق (به ترکی استانبولی  Elif Şafak) نویسنده، جستار نویس، سخنران انگیزشی TED Global، روزنامه‌نگار، فمینیست و فعال حقوق زنان، اهل ترکیه در بیست و پنجم اکتبر سال 1971 در استراسبورگ فرانسه به دنیا آمد و پس از جدایی پدر و مادرش، با مادر به ترکیه برگشت و در آنجا در دو فضای متفاوت بزرگ شد اما...

معرّفی الیف شافاک و مشاهده‌ی تمام کتاب‌ها

 

ترجمه‌های فارسی از رمان «آینه‌های شهر»:

با ترجمه تهمینه زاردشت از نشر نیلوفر.

 

کتاب‌های صوتی و الکترونیکی از آینه‌های شهر:

مشخصات کتاب‌های الکترونیکی این اثر:

  1. .براساس نسخه‌ی چاپی نشر نیلوفر.

 

 

تهیه و تنظیم:
واحد محتوا ویستور
عسل ریحانی

ثبت دیدگاه

دیدگاه کاربران

اولین کسی باشید که دیدگاهی برای "آینه‌های شهر" می نویسد