loader-img
loader-img-2
  • کتاب یک اتفاق مسخره

یک اتفاق مسخره نوشته فیودور داستایوفسکی انتشارات ماهی

هم اکنون غیرقابل سفارش!

معرّفی کتاب یک اتفاق مسخره:

- سال انتشار کتاب یک اتفاق مسخره:

یک اتفاق مسخره (به روسی) داستان کوتاه طنزی از فئودور داستایفسکی است که در سال 1862 در مجله داستایفسکی Vremya منتشر شد.

 

خلاصه‌ای از داستان یک اتفاق مسخره:

داستان درباره یک ژنرال در خدمات کشوری به نام ایوان پرالینکسکی است که با افتخار از آرمان های اجتماعی لیبرال-اومانیستی خود در برابر دو ژنرال دیگر دفاع می‌کند. در راه بازگشت به خانه، او به طور خود به خود تصمیم می‌گیرد تا نظریه خود را با حضور بدون دعوت خود در جشن عروسی یکی از پست ترین زیردستانش آزمایش کند.

 

بخش‌هایی از کتاب:

ایوان ایلیچ پالتو پوست خز گران‌بهایش را اندکی باز کرد. آن‌قدر که پاسبان بتواند مدال ارزشمند او را به گردنش ببیند و پرسید: «برادر... اینجا خونه‌ی کیه؟»
پاسبان بلافاصله متوجه مدال او شد. خبردار ایستاد و جواب داد: «خونه‌ی پسلدونیمف قربان. کارمند اداره‌ی ثبت احوال.»
- «خونه‌ی پسلدونیمف؟ واه... پسلدونیمف! حالا چه خبر هست؟ عروسی اونه؟»
- «بله قربان. با دختر کاپیتان ملکوپیتایف. کارمند سابق اداره‌ی پلیس. این خونه هم به نام عروسه قربان.»
- «آه... پس یعنی حالا این خونه‌ی پسلدونیمفه. نه خونه‌ی ملکوپیتایف. ها؟»
- «بله قربان. خونه‌ی پسلدونیمفه. قبلا خونه‌ی ملکوپیتایف بود و حالا مال پسلدونیمفه.»

«حقیقتا وضعیت او لحظه به لحظه عجیب‌تر می‌شد. تازه انگار این یک‌جور نیشخند سرنوشت بود. فقط خدا می‌دانست در همین یک ساعت چه‌ها بر او گذشته است. وقتی پا به این مجلس گذاشت، به‌اصطلاح آغوشش را به روی تمام بشریت و تمامی زیردستانش گشوده بود. و حالا، یک ساعت نگذشته، از ته قلب دردمندش می‌دانست و احساس می‌کرد از پسِلدونیموف بیزار است، به او لعنت می‌فرستاد، همین‌طور به تازه‌عروسش و به مجلس عروسی‌اش. بدتر این‌که از نگاه و چهرهٔ پسِلدونیموف هم آشکارا برمی‌آمد که از او نفرت دارد. در چشمانش فقط یک چیز خوانده می‌شد: «ای کاش گورت را گم می‌کردی، ملعون! خودت را به‌زور آویزان ما کرده‌ای!....»

 

درباره‌ی داستایوفسکی

فیودور میخایلوویچ داستایِفسکی یا داستایِوسکی؛ مشهورترین و بی‌بدیل‌ترین نویسنده‌ی روسی که پیامبر روسیه می‌خوانندش در سی‌ام اکتبر 1821 در مسکو در آپارتمانی که در جوار بیمارستان مارینسکی بود و پدرش در آنجا به طبابت مشغول بود، بدنیا آمد اما...

معرّفی داستایوفسکی و مشاهده‌ی تمام کتاب‌ها

 

آنچه دیگران در مورد داستان یک اتفاق مسخره می‌گویند:

جسی کولسون می‌گوید:
موضوع آن شکاف وحشتناکی است بین تصور یک انسان از خود، آرمان‌ها و انگیزه‌هایش و آنچه در پرتو خشن واقعیت ثابت می‌شود. ظلم آن در تشخیص این است که تراژدی ناتوانی در برآورده کردن انتظارات خوداست ... اساساً خنده دار است ...

ریچارد پیور می‌گوید:
 هدف داستان «روح اصلاحی است که در سالهای اولیه سلطنت «آزادی بخش تزارالکساندر دوم» در روسیه گسترش یافت.

 

ترجمه‌های فارسی از رمان «یک اتفاق مسخره»:

1.با ترجمة میترا نظریان/ نشر ماهی

 

کتاب‌های صوتی و الکترونیکی از یک اتفاق مسخره:

- مشخصات کتاب‌های صوتی این اثر:

1.نام کتاب    کتاب صوتی یک اتفاق مسخره

  • نویسنده    فئودور داستایوفسکی
  • مترجم    میترا نظریان
  • گوینده    رضا عمرانی
  • ناشر چاپی    نشر ماهی
  • ناشر صوتی    نشر ماه آوا
  • سال انتشار    1400
  • فرمت کتاب    MP3
  • مدت    3 ساعت و 15 دقیقه
  • زبان    فارسی
  • موضوع کتاب    کتاب صوتی داستان و رمان خارجی

 

- مشخصات کتاب‌های الکترونیکی این اثر:

1.براساس نسخه‌ی چاپی نشر ماهی

 

 


تهیه و تنظیم:
واحد محتوا ویستور
عسل ریحانی

نظر کاربران :
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای "یک اتفاق مسخره" می نویسد